السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
547
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
صحيح مىباشد بدون اين كه ما در اين نامگذارى احتياج به قرينه و دليلى داشته باشيم ، چنان كه گاهى انسان مىگويد در دل من سخن و كلامى است كه نمىخواهم آن را اظهار كنم و در قرآن مجيد همچنين مىخوانيم : وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ . « 1 » گفتار خود را پنهان كنيد يا آشكار ، او به آن چه در سينههاست ، آگاه است . مىبينيم در اين آيه شريفه ، آن چه در دلها مخفى و پنهان است ، سخن و كلام ناميده شده است . پاسخ : پاسخ اين دليل نيز از آن چه گفته شد ، روشن مىشود زيرا گرچه به كلام حتى در مرحلهء وجود ذهنى هم كلام گفته مىشود ، به همان نحو كه در مرحلهء وجود خارجى و لفظى ، كلام مىگويند چون از هر چيز ، دو نوع وجود دارد : وجود خارجى ، وجود ذهنى و هر دو وجود و هستى همان يك چيز بيشتر نيست ، اين است كه بدون احتياج به قرينه و شاهد مىتوانيم هر دو وجود را با يك اسم بناميم ، مثلا هر دو را كلام بگوييم ولى سخن در اين است كه اين دو موضوع ، وسعت و عموميت دارد و اختصاص به كلام و سخن ندارد ، به طورى كه حتى يك مهندس هم مىتواند بگويد كه : در ( 1 ) - ذهن من نقشه ساختمانى هست كه در كاغذ ترسيم خواهم نمود و يك شخص متعبّد نيز مىتواند بگويد : در ذهن من هست كه فردا روزه بگيرم . 3 - مىگويند : شكى در اين نيست كه اطلاق كلمه « متكلم » - كه به معناى گوينده است - بر خداوند متعال صحيح مىباشد ولى شكل و ساختار اين كلمه كه اسم فاعل مىباشد ، دلالت دارد به اين كه ، پيام و ريشه اصلى كلمه متكلم كه همان كلام است با وجود گوينده ، قائم و پابرجا شده و به عنوان صفت وى انجام گرفته است چنان كه لفظ متحرك ، ساكن و نائم كه اسم فاعل هستند ، به كسانى كه حركت و سكون و نوم را ايجاد مىكنند ، اطلاق نمىگردد ، بلكه به كسانى صدق مىكند كه با اين اوصاف متصف بوده و اين اوصاف قائم با آنها باشد . بنابراين توضيح ، در صورتى مىتوانيم خدا را متكلم بناميم كه با كلام متصف باشد ، در صورتى كه خداوند با كلام لفظى متصف نيست زيرا كلام لفظى حادث و پديدهاى بيش نيست و محال است كه خداوند قديم با صفت حادث و پديدهاى عارض ، متصف گردد . پس به ناچار بايد وجود يك نوع كلام غير لفظى را كه قديم باشد بپذيريم تا اطلاق « متكلم » بر خداوند به اعتبار اين كه با همان كلام
--> ( 1 ) ملك / 13 .